داغ عشق سخت است و مرگش سخت تر ...
بعضیا پست اند و برخی پست تر ...
خیلیا ز غمی مستند ، شاید هم مست تر ...
ای جوان تا می توانی پیش برو ...
مطمئنم هست در این بن بست در ...
می گر ز خود حال مرا پایین و بالا میکند ...
بنگر چشم مست تو با من چ کارا میکند ...
در دیکته ی این روزگار ... این صفحه گر آوردی رد ...
بیهوده بس رنجور مشو ... آرام بزن صفحه بعد ...
بی تو و عشق تو و این ظلمت غمناک شب ...
چشم پر آشوب من باران ها دارد و بس ...
بی تو با خون دل و این غصه های تب زده ...
زیر آوار هجوم لحظه ها تاوان ها دارد و بس ...
حافظا کمتر بلف زن در میان شاعران ...
اندکی بنشین ببین یارت چکارا میکند ...
کمتر از خط و کمال و گیسوانش دم بزن ...
چند شبیست یارت عجب بی تو گذر ها میکند ...

ای ولظالین کشدار غلیظ انتهای باورم ...
اندکی یاری کن ...
از این راه جامانده ی دیرینم ب دور دست ها نرم ...
نظرات شما عزیزان: